ارسال شده توسطمحمدكاظم كاظمي
در پهنهای ز شعر و شکوفه
این نوشته نقدی است بر کتاب «لحظههای طلوع» شاعر معاصر افغانستان شادروان سعادتملوک تابش. این نقد در سال ۱۳۷۱ در کتاب «شانههای زخمی پامیر» به کوشش محمدحسین جعفریان چاپ شد.
به باغی که چون صبح خندیده بودم، در پنج اجرا
پنج اجرا از شعر «به باغی که چون صبح خندیده بودم» بیدل، در سه ملودی متفاوت. بعضی از این اجراها از آهنگهای بسیار خوب استاد سرآهنگ است.
از نالۀ دل ما تا کی رمیده رفتن
استاد سرآهنگ دو آهنگ به طرز قوالی اجرا کرده است، یکی «ترک آرزو کردم، رنج هستی آسان شد» و یکی همین آهنگ. کیفیت اجرا عالی است و شعرهایی که انتخاب شده است نیز.
تکریم بزرگان دین در متن
دکتر شریعتی و ستم مضاعف
وقتی آدم میرود آثار دکتر را میخواند، میبیند این آدم نه ضد دین بوده؛ نه ضد امامت بوده؛ نه ضد روحانیت بوده و بلکه جانانهترین دفاعها را از این مفاهیم کرده است. گاهی آدم باورش نمیشود که این همان دکتر شریعتی است که او را آنچنان تاریک و مخدوش به ما معرفی کرده بودند؟
دین قرآن، دین بی شاخ و برگ
به نظر من یکی از چیزهایی که نسل جوان ما را از تعالیم و آموزههای دینی بیزار ساخته است، شاخ و برگهایی است که گروهی از متولیان دین برای مقدستر ساختن آن به این تعالیم و وقایع دادهاند.
از آییننامۀ ساختمان تا آییننامۀ زندگی
رفتار مردم این کشور پارادزیا عجیب است، نه؟ البته شاید بعضی خوانندگان این مطلب که یک خرده اطلاعات عمومیشان بیشتر است، بگویند که اصلاً کشوری با این نام وجود ندارد.
دو مذهب (قسمت سوم)
معمولاً علمای دین هر مذهب، با یک نظام اعتقادی و منابع روایی خاصی که آن نظام را تأیید میکند پرورده میشوند و حتی اگر بی تعصب هم باشند، به سبب اختلاف اطلاعات دینی خویش، مخالف همدیگر بار میآیند.
دو مذهب (قسمت دوم)
ارادت اهل سنت به علی(ع) و خاندان او برای بسیاری از شیعیان قابل درک نیست. اهل سنت امام علی را یکی از «چهار یار» میدانند. همچنین او را از «عشره مبشره» میشمارند.
یکی و همین، کنسرت مشترک عدنان سمیع و استاد ذاکر حسین
این قطعات حاصل یک کنسرت مشترک همنوازی عدنان سمیع و ذاکرحسین در شهر کراچی است، با نام «یکی و همین».
خیز و بیا ملک سنایی ببین
سنایى غزنوى از شاعران محورى زبان فارسى است. بعضى شاعران داراى موقعیتى منحصر به فرد هستند، به گونهاى که در یک سبک یا شیوۀ خاص، بىهمتایند و سرمشقدهنده براى دیگران.
نقطۀ عطف راز هستی
با سیری اجمالى در سرودههاى امام خمینى(ره) به راحتى مىتوان موقعیت والاى شعر و شاعرى در چشم ایشان را دریافت. سلوک شاعرانۀ ایشان مىتواند براى شاعران این روزگار بسیار آموزنده باشد.
سهگانههای نگارش، قسمت ۶ تا ۱۰
«سهگانههای ویرایش» حاصل یادداشتهای من در حال ویراستاری بوده است. به نظرم آمد که میشود بعضی نکات را به صورت کارگاهی بیان کنم.
از این حسرت قفس روزی دو مپسندید آزادم
در این آهنگ همه چیز در حد کمال است. غزل از غزلهای عالی بیدل است. بیتهای شاهد بسیار مناسب مقام است و از بیتهای خوب این شاعر.
مردمگرایی در زبان شعر
بحث از خصوصیتى در زبان شعر است که هنوز اسم مشخصى برایش نداریم. در اینجا عجالتاً اسم این کار ـ یعنى استفاده از مشخصات زبان محاوره ـ را «مردمگرایى در زبان» مىگذاریم.
دو قطعه شهنای از بسمالله خان
بهمنماه ۱۳۷۳ بود. محمدحسین جعفریان کارت دعوت کنسرت بسمالله خان را به من داد. ایام دهۀ فجر بود و گروههای موسیقی از کشورهای مختلف به مراسم دهۀ فجر دعوت میشدند. باری دیگر هم در همین ایام در کنسرت نصرت فتحعلی خان در تهران شرکت کردم.
غزلی از بیدل با دکلمۀ زینب بیات
این غزل که یک مرثیۀ بسیار عاطفی از بیدل است، به سفارش شاعر گرانقدر، حسینانصارینژاد خوانده شد که داغدار برادر جوانش بود و غزلهای سوگوارۀ بیدل را تسکین دل دردمند خویش مییافت. از آن عزیز سپاسگزارم و برای برادر گرامیاش آرزوی بخشایش و رحمت الهی دارم.
ای رُخَت شستهتر از دامن مهتاب بهار
آهنگی از استاد محمدحسین سرآهنگ، با غزل صائب با این مطلع: ای رخت شستهتر از دامن مهتاب بهار / چشم مخمور تو گیرندهتر از خواب بهار
بهار در شعر فارسی
سیرى اجمالى در پیشینه شعر فارسى نشان مىدهد که بهار، از دیرباز فصل محبوب شاعران و کانون توجه آنان به طبیعت بوده است. ولى این توجه همواره ثابت بوده و حاصل آن نیز شعرهایى یکسان و همانند است؟ مسلماً چنین نیست و ستایش از بهار و یادکرد عید نوروز، در طول زمان و در پارههاى مختلف این قلمرو زبانى، با فراز و فرود و تفاوت در طرز نگاه شاعران همراه بوده است…